سلام به همه ی هنردوستان اینم دوتا شعر از سید مهیار عزیز ممنونم ازش:
محسن جان در عمق صدایت عشقی نهفته است که صداقت از آن جاریست.
آنجا خدا را عاشقانه می توان شنید
ای که عقل ازسازتو حیران شده خانه ی دل پیش تو ویران شده
ای دو چشمانت چراغ راه من بهر تو چشمان من گریان شده
همچو ابر رحمتی بر قلب من چشمه ی چشمم زتوجوشان شده
ای نفس هایت دم عیسی مسیح شعرمن باتوست که جاویدان شده
ای که سازت می نوازد روح من از چه مهیار با تو هم پیمان شده
شعراز:سیِّد مهیارهِزاوه
محسنم صبرم تمومه عمر من بی توحرومه
چشم من چشاتو میخواد گوش ِمن صداتومیخواد
توی آواز غزل خون چشم من یه کاسۀ خون
توی این گوشای سنگین تو با خوندن فلسطین
اشکارو جاری میکردی با دلا بازی میکردی
اولش فکر نمیکردم که صدات با تن سردم
بگیره ازش دل ُجون تو با خوندن غزل خون
توصدات یه جوردرمونه واسه عاشقا میخونه
مادرم باید بدونه که مهیاربا تومی مونه
تو واسم سنگ صبوری تو با این تنگ بلوری
به خدا دلمو بردی دست تنهایی سپردی
بی توخونمون چه سرده توصدات بامن چه کرده
ای رود مهربون با عشق فقط بخون
عشق دو حرفی رو کفتر چاهی رو
قصه ها ی عاشقونت اون صدای بی بهونت
دلمو ازم گرفته توگوشم یه چیزی گفته
گل ِیاس ِمهربونم اسمتو بازم می خونم
می خونم ازدلُ از جون می مونم پای نگاتون
شعراز:سیِّد مهیارهِزاوه