|
|
»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

|
|
|
|
|
|
|
مصاحبه جدید : از نفرین نامه ها پشیمانم |
|
|
● به نظر می آید تنها برنده پخش فیلم سنتوری محسن چاوشی باشد که با وجود همه شایعات از حذف اسم و صدایش تا جایگزینی صدای بهرام رادان بالاخره فیلم با صدا و آهنگ های خودش پخش شد. این را می گویم که فقط مطمئن شوید واقعاً حس واقعی ام را می گویم. این را قبول دارم که هر کاری که می شد برای حذف اسم و صدای من از فیلم صورت گرفت ولی وقتی «سنتوری» با اسم و صدا و موسیقی من پخش شد، هیچ حس پیروزی، انتقام و... نداشتم فقط به این دلیل که مطمئن بودم کار خودم را انجام داده ام و موسیقی ترانه های فیلم مال خودم است، حتی اگر طبق شایعاتی که واقعیت هم نداشتند، بهرام آنها را با صدای خودش بازخوانی کرده باشد. همین حس مالکیت و حسن انجام کار بود که کمکم می کرد درباره سنتوری به حاشیه نروم. ولی باز هم می گویم واقعاً برای تهیه کننده سنتوری ناراحت شدم. ● از بحث سنتوری خارج شویم و برویم سراغ موسیقی خودتان، موسیقی شما موسیقی و سبک و لحنی داشت که در خلاف جریان آب حرکت می کرد... ● یعنی چی؟ مثل اولین کارتان «نفرین» ترانه یی که به نوعی بدعت گذار ترانه ها و آهنگ های «نفرین کننده» امروز بود، یا سبکی تلخ و سیاه که تا امروز هم در کارهایتان ادامه دارند. من از خواندن «نفرین» و ترانه «الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت» الان پشیمانم. آن زمان نباید آن ترانه را می خواندم چون هیچ عاشقی، معشوقش را نمی تواند نفرین کند و آرزوی مرگ او را داشته باشد، ضمن اینکه تا جایی که امکان دارد همه باید سعی کنند مثبت بخوانند. حالا دیگر می خواهم ترانه هایی بخوانم که امید و نگاه مثبت در آنها وجود داشته باشد. ضمن اینکه فکر نمی کنم کارهایم تلخ و سیاه باشند. این نظر شخصی شما است. ● ولی الان شما به عنوان خواننده آهنگ های تلخ و سیاه و متفاوت پاپ مطرح شده اید، چرا خودتان فکر می کنید کارهایتان تلخ و سیاه نیستند؟ فکر نمی کنم که کل موسیقی ام چنین ویژگی داشته باشد. مثلاً وقتی «خودکشی ممنوع» را خواندم، آخرش را مثبت تمام کردم یا کارهای دیگر هم همین وضعیت را دارند. ● ولی کارهای مهم شما خود تلخی و سیاهی اند، کارهایی مثل «متاسفم»، «آهنگ های سنتوری»، «عبور»، «نفس بریده»، «گل سر» و... می خواهم بدانم این نوع نگاه تلخ از کجا می آید؟ شاید از ناخودآگاه و گذشته ام. الان که می پرسید، مجبورم واقعاً در موردش فکر کنم. واقعاً نمی دانم ولی مطمئنم که اتفاقاتی را که از گذشته به یاد دارم تا به امروز در شکل گیری ذهنیت، سلیقه و حتی حس صدایم تاثیر داشته اند. مشکلات جنگ و جنگ زدگی و شهر به شهر آواره بودن مان از خرمشهر تا مشهد و تهران، مشکلات مالی و درگیری های روحی، روانی، عاطفی و... حتماً در ادامه یافتن این نوع نگاه و سبک کاری تاثیر داشته اند. فکر می کنم باز هم باید در این باره بعد از رفتن شما فکر کنم. واقعاً هنوز مطمئن نیستم ولی ادامه این روند مطمئنم که به شناخت خودم از «محسن چاوشی» درونی ام کمک می کند و خواهد کرد. من با طی کردن این روند به بسیاری از ناشناخته های درونی خودم رسیده و پیدایشان کرده ام. طی این چند سال اخیر خیلی از حس هایی که قبلاً در من وجود نداشتند، خودشان را نشان داده اند. خیلی هم درونگراتر از گذشته شده ام. آهنگ هایم هم شاید متاثر از این تغییرات و در ادامه مشکلات و اتفاقات گذشته ام باشند که البته هنوز تمام نشده اند و ادامه دارند.واقعاً نمی دانم. ولی یک حس درونی و شناختی که از خودم دارم، خلاف نظر شما را به من می گوید. حتی اگر به قول شما آهنگ «متاسفم» آهنگ شناخته شده من باشد و به نوعی داستان زندگی من و خیلی های دیگر، ولی باز در شعر، ترانه و آهنگ هایم نوعی روشنی و امید هست. درد من «غم فراق» و «نرسیدنی» است که مدام در حال تکرار و فریاد کردنش در آهنگ هایم هستم. ● آیا درست است که خواننده شدن شما فقط اتفاقی بوده و آهنگسازی را بیشتر دوست دارید؟ بله، هنوز هم آهنگسازی را بیشتر دوست دارم. واقعاً هم یک اتفاق و آشنا نبودنم به روند تولید و پخش یک کار باعث شد صدایم پخش شود و در مسیری قرار بگیرم که امکان خارج شدن و کناره گرفتن از آن وجود ندارد. الان هم خوانندگی و انتخاب آهنگ های خودم فقط و فقط به این دلیل است که با خوانندگی، خود و باطنم را پاک می کنم و شست وشو می دهم. وگرنه دلیل خوانندگی من نه شهرت و معروفیت است و نه منافع مادی که تا به امروز با وجود پرمخاطب بودن کارهایم به آن نرسیده ام. هدف من از موسیقی فقط و فقط معنوی، همان درونگرایی و رسیدن به عمقی است که گفتم. برای همین هم هست که کسی در خیابان چهره من را نمی شناسد، هر جایی که اسمی از من باشد به غیر از یکی دو تصویر تکراری چیز و عکس دیگری از من نمی بینی. فعلاً که این سبک و نوع موسیقی شده همه دار و ندار من از زندگی. ● بخش هایی از آلبوم آخرتان را شنیده ام. به نظر می آید در این آلبوم آخر با توجه به انتخاب شعرها به کلی سمت و سوی ذهنی تان تغییر کرده است.این موضوع به نظرتان خوب است یا بد؟ به نظر من خوب است. با اینکه موسیقی شما پاپیولار است ولی شعرها و همچنین موسیقی سنگین تر و درونی تر شده اند. خودم هم چنین نظری دارم. باید هم همین طور باشد وگرنه درجا می زنم. درجا زدن هم امروزه، خود و عین پسرفت است. به نظرت من اگر بیایم دوباره کاری مثل «نفرین» را بخوانم کار درستی کرده ام؟ پس با انتخاب شعرهای جدیدتر که کاملاً با کارهای قبلی ام متفاوت هستند و وسواس بیشتر در موسیقی ام به پیشرفتی که خودم حس می کنم رسیده ام. برای همین هم می گویم اگر این آلبوم منتشر شود بهتر می توان درباره من نظر داد. من به نظر خودم پیشرفت کرده ام و قدم هایم رو به جلو بوده اند. ● گویا تعداد کارهای منتشر نشده جدیدتان بیشتر از این آلبومی است که می گویید؟ شما چون کارهای من را شنیده اید این را می دانید. من اگر آن یک آلبوم را که هنوز منتشر نشده مثال می زنم به این دلیل است که مردم و مخاطبان عادی از آن و آماده شدنش برای انتشار و مشکلات عدم انتشارش خبر دارند. آلبوم «یه شاخه نیلوفر» با وجودی که ترانه ها و موسیقی متفاوت تری را به نسبت کارهای قبلی ام دارد ولی باز هم چندان جدید نیست. آخرین کاری که از من شنیده شد، ترانه های فیلم سنتوری است که باز هم مربوط به دو سال قبل می شود. ما بعد از سنتوری، «یه شاخه نیلوفر» را کار کردیم و بعد از آن آلبوم «مولانا» را که از شعرهای مولانا، وحشی بافقی، باباطاهر، شهریار و ژولیده نیشابوری استفاده کردیم. این آلبوم متفاوت تر از همه کارهایی است که انجام داده ام. من از آلبوم «خودکشی» به بعد شروع کردم به خواندن و اجرای شعر و ترانه و آهنگ های فاخر. ولی همیشه دوست دارم نظر مردم و مخاطبان را بدانم. به همین دلیل دوست دارم آلبومم زودتر به بازار بیاید تا بازخوردها و نظرهای واقعی و حقیقی تر را بدانم. ● این روزها دیگر صدای شما را شبیه به خواننده یی دیگر نمی دانند؟ من از آلبوم «خودکشی» به بعد صدایم هم تغییر کرد و به سمتی رفت که دوست داشتم برود. من از روز اول هم نمی خواستم شبیه خواننده دیگری بخوانم، اما بعضی از شرکت هایی که با پیشنهاداتشان برای همکاری موافقت نکردم، در این ارتباط جوی را علیه من به راه انداختند. واقعاً آن روزها احساس تنهایی می کردم. اما خدا را شکر می کنم که همان خواننده یی که من را متهم می کردند شبیه او می خوانم در چند مصاحبه اش از صدا و موسیقی من دفاع کرد و گفت که هیچ شباهتی بین کار من و خودش نمی بیند ولی به جایش خواننده همان شرکت ها را به بدترین شکل نقد کرد و گفت که می خواهد ادای او را دربیاورد و حتی آهنگ های او را هم برای رسیدن به هدفش عیناً کاور می کند. همیشه خواسته ام خودم باشم و نخواستم جای کس دیگری باشم. این را با موسیقی ام هم ثابت کرده ام. ● همیشه احساس می کردم با توجه به رنگ و لحن صدایتان امکان کار سبک راک را هم دارید. این البته اتفاقی است که در آلبوم های منتشر شده شما نیفتاده است. ولی در این آلبوم های تازه، فضای تنظیم ها به سمت راک رفته. دلیل این تغییر ناگهانی چه چیزی بود؟ من خواننده و آهنگساز کارها هستم و در تنظیم ها هیچ دخالتی نداشته ام. اخلاق کاری ام هم همین است. دلیل این تغییر را محمدرضا آهاری بهتر می تواند توضیح دهد
|
|
|
لينک ثابت|
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:11 توسط
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
پيغام مدير: اميدوارم دقايق خوشي رو در اين وب گذران كنيد به ارشيو مطالب هم سر بزنيد با تشكر .
..............................
|
|
| |
|
|
|